تبلیغات
کوچه پنجم - چترت را کجا گذاشتی؟
 
سه شنبه 19 آبان 1394 :: نویسنده : محمد
داستان کوتاه چترت را کجا گذاشتی؟
در پایان ده سال شاگردی، زنو گمان می‌کرد دیگر می‌تواند به مرتبه استادی ارتقاء پیدا کند. به همین خاطر در یک روز بارانی تصمیم گرفت به دیدار استاد معروف «نان-این» برود.
موقع ورود به خانه، استاد از او پرسید: آیا شما چتر و کفش‌هایتان را بیرون گذاشتید؟
زنو جواب داد: قطعاً! آموزش وتربیت خوب این حکم را می‌دهد. من در هر مکانی چنین کاری خواهم کرد.

استاد گفت: پس به من بگویید آیا شما چترتان را در سمت راست کفش‌هایتان قرار داده‌اید یا سمت چپ آنها؟

زنو گفت: استاد! هیچ اطلاعی ندارم.

نان-این گفت: مکتب ما هنر آگاهی کامل به کارهایی است که انجام می‌دهیم. عدم توجه به جزئیات کوچک می‌تواند کامل زندگی یک انسان را نابود کند. پدری که دوان دوان از خانه خارج می‌شود هرگز نباید خنجری را که در اختیار فرزند کوچکش قرار دارد، فراموش کند. اگر همیشه نگاهی به شمشیرت نیندازی، در زمانی که بیشتر از هر وقت به آن احتیاج داری آن را زنگار بسته خواهی یافت. جوانی که فراموش می‌کند شاخه گلی به محبوبش بدهد، سرانجام او را از دست خواهد داد.

منبع داستان از پنج روز




نوع مطلب : داستان، حکایت، 
برچسب ها : داستان کوتاه آموزنده، داستان کوتاه تأثیر گذار، داستانهای زیبا و آموزنده، داستانک پند آموز، داستانی زیبا درباره رسیدگی به جزئیات، رسیدگی به جزئیات زندگی، داستان کوتاه درباره زندگی،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


کوچه پنجم
درباره وبلاگ

به "کوچه پنجم"خوش اومدید.

خواهرم ،برادرم !بیا تا معرفت و شناخت خویش را نسبت به آن یگانه دوران، پدر مهربان ارتقاء بخشیم و از خداوند توفیق جرعه ای از جام زلال محبت و معرفت را طلب نماییم .
اللهم هب لنا رأفته و رحمته و دعاءه و خیره.

مدیر وبلاگ : محمد
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :